خاطراتش هر روز برایم تکرار می شوند … انگار حضورش همچنان ادامه دارد
امروز سید سجاد در توئیتر نوشته بود:
“هنوز پیامکش را که وقتی مرحوم پدرش تو آی سی یو بود و تقاضای دعا کرده بود را پاک نکردم و هر بار که میبنمش بغض گلوم را میگیره”
با یکی از آشنایان هم صحبت می کردم گفت خواب بابا را دیده که از حج برگشته بوده است …
…
۵ ماه و هفت روز گذشته اما هنوز هم اوضاع و احوالم مثل همان روز اول است.
شاید تنها تفاوتم این باشد که این روزها کمی روزمرگیهای زندگی مشغولم کرده …
هرچند نمیخواهم باور کنم اما بعضی وقت ها که مجبورم به حال و روز “امروزم” فکر کنم تازه کم کم می فهمم که چه شده …
الحمدلله لطف خدا در این مدت شامل حالم بوده و همراهی دوستان مرهمی بر غمهایم …
اللهم یسّر و انت الارحم الراحمین …





اینجا هم هستم