اسفند ۲۶

سال ۱۳۸۸ به آخرین روزهایش نزدیک شده و کم‌کم صدای پای بهار و سال ۱۳۸۹ به گوش می‌رسد؛ یک سال دیگر هم گذشت … یک‌سال پیر تر شدیم … یک‌سال به پایان کارمان در این دنیا و پایان یافتن فرصت‌مان نزدیک‌تر شده‌‌ایم.

سال ۸۸ از نظر اجتماعی حوادث خوب و بد بسیاری داشت که نوشتن درباره آن اتفاقات آن هم تلخ است و هم شیرین. مهم‌ترین حادثه، انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود که وقایع تلخ شیرین زیادی را در این سال رقم زد. حضور ۸۵ درصدی ملت ایران در این انتخابات، صحنه‌ای بدیع و فراموش ناشدنی را در تاریخ جمهوری اسلامی رقم زد. سرمایه‌ی اجتماعی ناشی از این حضور عظیم، قطعا می‌توانست تاثیر زیادی در افزایش قدرت نرم‌افزاری جمهوری اسلامی هم در صحنه داخلی و هم در صحنه بین‌المللی بر جای بگذارد اما …

ادعای تقلب در انتخابات که از سوی کاندیداهای شکست خورده مطرح شد، به یک‌باره این سرمایه عظیم را در آتش سوزاند.نکته تاسف برانگیز آنجا بود که در طول مدت بعد از انتخابات بارها ماهیت تقلب تغییر کرد. ابتدا صحنه‌گردانان متوهم این سرمایه‌سوزی با تبلیغات زیاد و پر حجم که با همراهی رسانه‌های خارجی هم همراه بود، این‌گونه مطرح می‌کردند که رای‌ها در صندوق‌های رای‌گیری جابه‌جا شده. اصلی‌ترین استدلالی که در این باره از سوی خانم رهنورد مطرح شد آن بود که چون آقای موسوی آذری زبان است و یا مثلا داماد لرستان است و در این استان‌ها رای اول را نیاورده، پس رای‌ها جابه‌جا شده و در انتخابات تقلب شده‌است!

بعد از مدتی این ادعا مطرح شد که منظور مدعیان تقلب در انتخابات این نیست رای‌ها جابه‌جا شده بلکه منظور آنان این است که ساز و کار انتخابات سازو کار درستی نیست و همین باعث تقلب شده است. از جمله استدلال‌هایی هم که در این دوره مطرح شد، این بود که فرایند فعالیت‌های تبلیغاتی رسانه‌ها و به خصوص رسانه ملی در مناظره‌های انتخاباتی به گونه‌ای بوده که شرایط به ضرر کاندیدهای شکست‌خورده، رقم زده شود!

بعد از مدتی باز هم معنای تقلب از سوی تغییر کرد. مدعیان تقلب مدعی شدند که نهادهای قانونی برگزار کننده انتخابات و همچنین رهبر انقلاب با موضع‌گیری‌هایی که در دوره برگزاری انتخابات کرده‌اند، موجبات شکست آنان را فراهم کرده‌اند!

نکته جالب توجه در مورد این استلال آن بود که همین کاندیدها در دوران تبلیغات انتخاباتی از هر وسیله‌ای برای منتسب کردن خو به رهبر استفاده می‌کردند؛ آنان علاوه بر اینکه عکس‌های خود با رهبر انقلاب را به عنوان پوسترهای تبلیغاتی منتشر می‌کردند، بعد از هر سخنرانی رهبر مدعی می‌شدند که مطالب مطرح شده از سوی آیت‌الله خامنه‌ای در خصوص شرایط کاندیداها، عینا منطبق با آنان و یا کاندیدای مورد حمایت‌شان است! نمونه‌هایی از این نوع موضع‌گیری‌ها در خرداد ۸۸ و روزهای سفر رهبر انقلاب به کردستان و سخنرانی‌هایی که ایشان در مورد شرایط و ویژگی‌های کاندیدای اصلح ایراد فرمودند، به وضوح در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها قابل مشاهده است.

هتک حرمت عاشورای حسینی، مظلومیت رهبرانقلاب، استفاده ابزاری از نام امام راحل و پشت کردن عملی به آرمان‌های او توسط مدعیان پیروی از خط امام و یا انتساب به ایشان و از بین رفتن سرمایه اجتماعی عظیم ناشی از حضور پرشور مردم در انتخابات دهم با بهانه‌های بدون استدلال تقلب از جمله تلخی‌های سال ۸۸ بود.

علاوه بر نکات فوق کشته و مجروح شدن تعدادی از جوانان این سرزمین در حوادث بعد از انتخابات بود. حالا که به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم بی‌شک جای خالی۲۸ شهیدی که به دست آشوب‌گران به شهادت رسیدند و ۲۲ کشته‌ای که تنها و تنها به استناد توهم کاندیدهای شکست خورده به خیابان آمده بودند و با تحریک صحنه‌گردانان آشوب طلب دست به تخریب اموال عمومی و خصوصی زدند و در نهایت نیز جان خود را در راه توهم آقایان موسوی و کروبی از دست دادند در میان خانواده‌های آنان به چشم می‌آید. قطعا جای خالی آنان در میان خانواده‌های داغدارشان در این روزها بیشتر از قبل احساس  می‌شود و مدعیان تقلب هم در مقابل ملت ایران و هم در دادگاه عدل الهی باید پاسخ‌گوی خون آنان باشند.

اما در کنار این حوادث تلخ، حوادث شیرین این سال هم کم نبودند. جدای از توفیقات علمی و گام‌های بلندی که در زمینه‌های مختلف علمی در کشور برداشته‌شد، حضور پرشور ملت در راهپیمایی ۹ دی در اعتراض به هتک حرمت عاشورای حسینی و همچنین راهپیمایی ۲۲ بهمن از نکات عطف و شادی آفرین سال ۸۸ بودند.

در پایان سال هم شاهد ظهور و بروز یافتن نصرت الهی و اقتدار رهبر انقلاب بودیم. خیلی‌ها آشوب‌های بعد از انتخابات را تلاش عده‌ای برای به زانو در آوردن رهبر انقلاب و مجبور کردن آنان به پذیرفتن زیاده‌خواهی‌های فراقانونی‌شان می‌دانستند اما در نهایت و در پشت غباری که از این آشوب‌ها در فضای سیاسی کشور به وجود آمده‌بود اقتدار رهبر انقلاب هویدا شد. این روزها بر خلاف اولین روزهای بعد از برگزاری انتخابات، مدعیان تقلب در اظهار نظرهای مختلف بر پذیرفتن دولت به عنوان دولتی قانونی تاکید می‌کنند و تبعیت از آیت‌الله خامنه‌ای را مرز ماندن درون نظام می‌نامند. آقای هاشمی رفسنجانی هم که بعد از انتخابات در دیدارهای عمومی رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) حاضر نشده بود، سرانجام در روز میلاد رسول اکرم در این مراسم حاضر شد.

من کان لله کان الله له

نوشته ای از admin \\ tags: ,

اسفند ۰۵

فتنه‌ای که بعد از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در کشور رخ داد، از جهات بسیاری عبرت برانگیز است و درس‌های بسیاری برای وفاداران به نظام و انقلاب دارد. چند روز پیش جلسه‌ای در دانشگاهمان تشکیل شد که یکی از مطلعین از مسائل امنیتی کشور، نکات جالب توجهی از پشت صحنه این فتنه و مطالبی که گردانندگان آن در اعترافاتشان گفته بودند را در قالب یک فایل پاور پوینت به نمایش گذاشت. در این بین چند نکته برای من جالب توجه بود که در ادامه به صورت خلاصه و تیتر وار به آنها اشاره می‌کنم.

۱- خبری که در آستانه انتخابات مجلس هشتم درباره “سید حسن خمینی” در سایت‌ نوسازی منتشر شد را که یادتان هست. گویا تاجزاده در اعترافاتش گفته که این یک تله برای جریان اصولگرا بوده تا ابزار اعمال فشار بر علیه آنان فراهم شود و به صورت از پیش طراحی شده در اختیار این سایت قرار گرفته است. عامل انتشار این خبردر آن سایت مشخص است؛ کسی که متاسفانه بعد از انتخابات دهم خود را سینه چاک و مدافع ولایت می‌داند و به بقیه نیروهای حزب الله، انگ بی‌بصیرتی و مزد به‌گیر می‌زند! خدا به همه بصیرت عطا کند.

۲- نوع موضع‌گیری‌های میرحسین موسوی در روزهای مبارزات انتخاباتی و همچنین بعد از آن جالب توجه بود. میرحسین که مبارزات انتخاباتی را با حضور در مساجد و مناطق جنوبی شهر تهران آغاز کرده بود، بعد از مدتی  مراسم‌های آنچنانی که با وضعیت مبتذل فرهنگی در سالن‌های همایش برگزار می‌شد را محلی برای تبلیغات انتخاباتی خود قرار داد. این تغییر رویه شاید در آن روزها به چشم نیامد اما گویا خودمیرحسین بعد از مشاهده جو حاکم بر همایش دختران فیروزه‌ای که در سالن همایش برج میلاد برگزار شد خطاب به مسئول ستاد انتخاباتیش این گونه سخن گفته: “یادبگیرید، این‌طور باید میتینگ انتخاباتی برگزار کرد نه این‌که من را بردارید و به مساجد ببرید که هیچ‌کس هم نمی‌آید”. این نقطه آغاز تمایل میرحسین موسوی به طیف اپوزیسیون دوم خرداد بوده است!

۳- آقا مهدی هم که الان در لبنان مشغول تحصیل در مقطع دکتری هستند را که فراموش نکرده اید! گویا ایشان در زمان آشوب ها ۲۵۰ میلیون به سردسته‌های آشوبگران در مناطق مختلف تهران داده‌اند. نرخ آشوب‌گری برای هر شب، بسته به منطقه‌ای که آشوب‌ها در آن انجام می‌شده بین ۸۰۰ هزار تومان تا دو میلیون تومان بوده‌است.  اسناد این موضوع بعد از دستگیری یکی از این سردسته‌ها بر ملا شده و آقا مهدی هم بعد از این از کشور گریخته است.

به غیر از مطالب فوق در این جلسه صحبت‌هایی از موسوی خوئینی‌ها و نقش او و همچنین خاتمی هم به میان آمد.

نکات مبهم درباره نقش افراد مختلف و همچنین پشت صحنه حوادث در دوران آشوب ها زیاد است. انشاله بستری فراهم شود تا این نکات مبهم به زودی روشن شوند.

نوشته ای از admin \\ tags: ,

Rss Feed